محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

460

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

باز از غايت حميت ، متعاقب كبك بچاه فرو رفت و كبك را در ميان آب گرفت . ليكن باز را در آن حال ، پر و بال تر شد و نتوانست كه به قوت پرواز از چاه برآيد ، لا جرم شخصى بچاه رفت باز را برآورد اما بواسطهء تر شدن باز و تأثير برودت هواى ناساز باز آغاز طپيدن كرد و بعد از ساعتى فداى خاك پاى خسرو خورشيد رأى گرديد و هلاك شدن باز ، موجب فى الجمله ملال خاطر شهريار سرافراز گشت و غبار آن ملال را به آستين شفقت و مرحمتى كه نسبت به عجزه و مساكين نطنز بظهور رسانيده بود ، از صفحهء مرآت ضمير مهر تصوير سترده از كمال ترحمى كه به حال ايشان داشت ، درين حالت نيز در مراعات و مراقبت احوال اين جماعت به اقصى الغايهء عدالت كوشيد . تفصيل اين اجمال و تبيين اين احوال آنكه در وقتى كه موكب ظفر قرين از دار السلطنهء قزوين متوجه خطهء جنت رتبهء اصفهان بود ، مقارن وصول رايت خورشيد آيت به بلدهء دار المومنين كاشان ، جمعى از رعايا و عجزهء قريهء آبيانه ، كه از قراى بلوك بر ز رود نطنز است ، پلاس در برو خاك بر سر ، « 1 » بر سر راه پادشاه معدلت دستگاه آمده برسم دادخواه فرياد بر آوردند و از جور و تعدى حكام و تشدد و تغلب تحصيلداران محال ، ناله و فغان ، باوج آسمان رسانيدند و نواب كسرى القاب از كمال ترحم و عاجز پرورى ، ملتفت احوال ايشان گشته ، از ايشان كيفيت آن ستم و زيادتى استفسار فرمود . « 2 » عبد الكريم نامى ، كه از كدخدايان آن بلوك و رئيس آن جماعت مفلوك بود ، جرأت نموده پيش رفت و بعد از اداى دعا ، حقيقت حالات و كيفيت پريشانى احوال رعاياى بلوكات و تفصيل اوضاع و اطوار سلوك عمال و تشدد محصلان خسارت مال كما ينبغى بعرض رسانيده و سخنانش در دل شهريار عادل تأثير كرده اشارت فرمود كه عبد الكريم با متابعان به اصفهان آيند و در آن

--> ( 1 ) - م : در بر سر ( 2 ) - م : نمود